غدير در اشعار شعرای زمان پيامبر اعظم صلی الله عليه و آله

مرحوم علامه امينى در كتاب الغدير شصت نفر از دانشمندان اهل سنت را نام مى برد كه اين روايت رادر كتب خود آورده اند ( الغدير, ج 1, ص 272 تا ص 283.)

بعد از اعلام ولایت و خلافت امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع) در غدیر خم حـسان بن ثابت , شاعر نامى زمان خود برخاسته عرض كرد: ((يا رسول اللّه ! اجازه مى خواهم درحضور شما چند بيت درباره على (ع ) بگويم )).
فرمود: با بركت الهى بگو:.
حسان بر بلندى رفت و چنين سرود:.
يناديهم يوم الغدير نبيهم ـــــ بخم و اسمع بالرسول مناديا.
فقال فمن مولاكم و نبيكم ؟ ـــــ فقالوا و لم يبدو اهناك التعاميا.
الهك مولانا و انت نبينا ـــــ و لم تلق منا فى الولاية عاصيا.
فقال له قم يا على فاننى ـــــ رضيتك من بعدى اماما و هاديا.
فمن كنت مولاه فهذا وليه ـــــ فكونوا له اتباع صدق مواليا.
هناك دعا اللهم و ال وليه ـــــ و كن للذى عادى عليا معاديا (فـرائدالـسـمـطـيـن , ج 1, ص 73, باب 12, حديث 39 و 40, و مقتل خوارزمى , ج 1, ص 47, و تذكرة الخواص , ص 39.)
يعنى :.
ـ پـيـامـبـر مـسـلمانان در روز غدير با آواز رسا آنان را فرا خواند, و شگفتا! كه چگونه فرستاده خدا فريادمى كرد.
ـ پس گفت : مولى و سرپرست و پيامبر شما كيست ؟
در آنجا همه بدون هيچ ابهامى گفتند:.
ـ خـداى تو مولاى ماست و تو پيامبر ما هستى و هيچيك از ما را نخواهى ديد كه درباره امر ولايت , تورا عصيان و مخالفت كند.
ـ و آنگاه به على (ع ) گفت : يا على برخيز كه من تو را براى امامت و رهبرى پس از خود برگزيدم .
ـ پـس هـركـس را كـه مـن رهـبـر و سـرپـرست اويم , همانا اين على سرپرست اوست پس براى او پيروانى صادق و دوستدار باشيد.
ـ و در آنـجـا دعـا كـرد: خـداونـدا دوست على را دوست بدار و با آن كس كه با على دشمنى كند, دشمن باش .

/ 0 نظر / 3 بازدید