محرم و حماسه انسانی عاشورای حسينی

حضرت امام رضا (ع) :

بر جدم ابي عبد الله الحسين گريه كنيد به جهت اينكه مصيبت ابي عبد الله آن قدر بالا است كه هيچ مصيبتي به پاي اين مصيبت نمي رسد .

السلام عليم يا صاحب الزمان

يا امام زمان ، اي حجت خدا ، اي منتقم خون شهيدان ، اي وارث غدير ماه محرم است ماه عزاي آل محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) و شما اي محبوب عالميان عزادار ،  مصائب جد بزرگوارت حضرت سيدالشهدا و عمويت ابالفضل و ياران خدا جويش  عليهم السلام و اسارت عمه ات زينب عليهالسلام و ديگر خاندان پاك پيامبر اعظم (ص) كه نتيجه  فراموش كردن فرمان غدير( روز ابلاغ ولايت و امامت) بود را به پيشگاه مقدست و به همه بيدارگران اقاليم قبله ، مقام معظم رهبري انقلاب اسلامي ايران وديگر  شيعيان غدير باور عاشورائي منتظر چشم به راهت ،  تسليت عرض مي نمايم .اماما در اين ايام كه قلب نازنينت  در مصائب جدت حسين و يارانش خون است ، پيكان زهر آلود  دشمنان ديرينه جدت و قرآن ( مستكبران و يزيديان زمان ) شيعيانت را نشانه گرفته اند .

اماما از درگاه قادر منان درخواست مي نمائيم كه به حرمت خون پاك شهيدان كربلا اجازه ظهور و حضورت را صادر و قلب مادر عزيزت حضرت زهرا وسينه مجروح جدت امام حسين را التيام بخشد

اماما  فرموده اي كه :

من براي مومني كه ياد آور مصيبت جد شهيدم شود ، سپس براي تعجيل فرج و تائيد من دعا كند ، دعا مي كنم (امام مهدي عج : )

مولاي من گرچه قلم و بيانم عاجز است كه ياد آور مصائب جدت امام حسين باشد ، ولي از قلم دلسوختگان حماسه عاشورا بهره مي گيرم در پيرامون محرم و عاشورا مطالبي را تقديم پيشگاهت مي نمايم .

عزادارى 

عزادارى، احياء خط خون و شهادت، و رساندن صداى مظلوميت آل على به گوش تاريخ است.((اشك))، زبانِ دل است و «گريه»، فرياد عصر مظلوميّت.
رسالت «اشك»، پاسدارى از «خون شهيد» است.
عزاداران حسينى، پروانگانى شيفته نورند كه شمع محفل‏آراى خويش را يافته و از شعله شمع، پيراهنِ عشق پوشيده‏اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن‏اند.
عزادارى براى شهيد كربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهاى آينده است.
عزادارى، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار مى‏سازد و ايمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه مى‏دارد.
عميقترين پيوندها ميان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سايه عزادارى براى عاشورا شكل مى‏گيرد.

(محدثي،‌جواد ، قطعات ، عاشورا، محرّم ، قم )

حسين عليه السلام :

حسين(ع) مرگ را «پل عبور» به آخرت مى‏دانست و «بقا» را در «فنا» مى‏جست و «پيروزى» را در «شكست»! «زندگى» را در «مرگ» مى‏ديد و «ماندن» را در «رفتن» و «حضور» را در «غيبت» مى‏شناخت و «شهادت» را حضور جاودانه در تاريخ مى‏دانست و مرگ را براى فرزندان آدم، همچون گلوبندى زيبا برسينه دخترى جوان، شايسته مى‏ديد.
حسين(ع) شناگر درياى خون بود و رهپوى وادى عشق. و در قربانگاه خود، در آخرين لحظات نيز، سرود توحيد و رضا خواند.
حسين(ع)، كربلايى نيست، جهانى است.
حسين(ع)، هم ((راه)) است و هم «راهنما». هم كاروان است و هم قافله سالار.
حسين(ع)، كشتى نجات و مشعل هدايت است.
هنوز هم بشريّت، تشنه درسهاى «مكتب عاشورا»ست، مكتبى كه الفباى آن، فداكارى، جانبازى، خلوص و خدامحورى است.
حسين(ع)، چشمه‏اى از حقيقت و حرّيت است كه تا ابد كام تشنگان آزادى را سيراب مى‏سازد.
فرهنگ عاشورايى و منطق حسينى، «نفى خود» براى «اثبات خدا»ست.

ميلاد حسين(ع)، روز پاسدار، ( محدثي ، جواد ، قطعات )  

عاشورا

((غدير على))، «حراى محمّد» است، در جلوه‏اى پس از بيست و سه سال.
((عاشوراى حسين))، دادخواهى غدير على(ع) است، پس از نيم قرن مظلوميّتِ حقّ.
((عاشورا))، سقّاى تشنه كامانِ عزّت است،
عاشورا، انفجارى از نور و تابشى از حق بود كه بر «طور» انديشه‏ها تجلى كرد و «موسى خواهان» گرفتار در «تيهِ» ظلمت را از سرگردانى نجات بخشيد.
عاشورا درخششى بود كه در دل دشمن، ترس ريخت و در دل دوست، اميد آفريد و مردگان را بيدار ساخت و غافلان را به هوش آورد و «شب» را تا پشت دروازه‏هاى شهر شرك و قلعه نفاق، تاراند.
گرچه در آن نميروز سرخ، در آن صحراى آتشگون، در آن كربلاى «آزمايش»، قيام قيامت در خون نشست، ولى فرياد رسايت در عمق زمان برخاست.
اى حسين!... گرچه در آن «نينوا» ناى حقيقت‏گوى تو را بريدند، امّا ... نواى «حق، حقِ» تو در تاريخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.(محدثي ، جواد ، قطعات )
اى حسين! كربلاى تو، انقلاب آموز و انسان‏ساز نسلها و قرنها و سرزمينها بود و عاشوراى تو، بارور سازنده لحظه‏ها و روزها و سالها.(محدثي ، جواد ، قطعات )

عبّاس بن على(ععليه السلام

عبّاس اسوه فرماندهان و الگوى پرچمداران است، در وفا و اخلاص، در ايمان و جهاد، در استقامت و پايمردى، در فتوّت و جوانمردى، در اطاعت از امام خويش، و در هر خصلت نيك و صفت ارزشمندى كه كرامت يك انسان به آن بسته است.
آن سردار فداكار، با لبى تشنه، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردى و وفايش نگذاشت كه او، آب بنوشد و «امام» و اهل‏بيت و كودكان، تشنه باشند، خود از آب ننوشيد، و فرات را تشنه لبهاى خويش نهاد، و ... دست عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاى عبّاس نرسيد!
اين ايثار را كجا مى‏توان يافت؟ اين همه فداكارى مگر در واژه مى‏گنجد؟
دستان اباالفضل(ع) قلم شد، و اين دستها، براى آزادگان جهان، عَلَم گشت.
عبّاس، علمدار كربلاست، و سقّاى لب تشنگان و تشنه شهادت و كشته راه«وفا».
آموزگار عشق ووفاست، و الهام‏بخش صبورى و ايثارگرى و بزرگوارى.
نمونه بارز روح بلند و خدايى يك جان بر كف عاشورايى است، كه نگاه على بر نگاهش گِره خورده و روح علوى و شور حسينى در جان و سر و سينه اوست.( محدثي ، جواد ، قطعات )

سيماي حضرت امام حسين عليه السلام در قرآن

از ابن عباس رواست كرده اند: وقتى كه آيه قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى « شوري آيه 23» نازل شد ياران پيغمبر گفتند: يا رسول الله ! كيستند اين خويشاوندان تو كه مودت و دوستى آنه بر ما واجب گشته ؟ فرمودند: على عليه السلام و فاطمه عليه السلام و دو پسر آنها حسن و حسين عليه السلام .

آيه مباهله (آيه 61 سوره ال عمران ): ‹ فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين› منظوراز ابنائنا آقازادگان امام حسن وامام حسين عليهما السلام است ،

.  سيماي حضرت امام حسين عليه السلام در قرآن

از ابن عباس رواست كرده اند: وقتى كه آيه قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى « شوري آيه 23» نازل شد ياران پيغمبر گفتند: يا رسول الله ! كيستند اين خويشاوندان تو كه مودت و دوستى آنه بر ما واجب گشته ؟ فرمودند: على عليه السلام و فاطمه عليه السلام و دو پسر آنها حسن و حسين عليه السلام .

آيه مباهله (آيه 61 سوره ال عمران ): ‹ فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الكاذبين› منظوراز ابنائنا آقازادگان امام حسن وامام حسين عليهما السلام است ،

امام حسين عليه السلام در آئينه انديشه رسول خدا صلي الله عليه و آله

رسـول گرامى اسلام (ص ) به مهمانى دعوت شده بود با گروهى از اصحاب به ميهمانى مى رفت درراه امام حسين (ع ) را ديد كه در كوچه بازى مى كند, پيش رفت تا او را بگيرد, ولى او كودكانه گريخت وهر چه حضرت به دنبال

دنبال او رفت , او به سوى ديگرى جست و آن حضرت همچنان خنده كـنـان او را دنـبـال مـى كرد تا او را گرفت آن گاه دستى بر پس گردن و دستى در زير چانه او گرفته دهان بر دهانش گذاشت واو را بوسيد.
و بـعد فرمود: حسين از من است و من از حسينم , خدا دوست بدارد كسى را كه حسين را دوست دارد .

( انـسـاب الاشـراف , احمد بن يحيى بن جابر بلاذرى)

زيـد بـن حـارثـه نقل مى كند: مى خواستم براى انجام كارى خدمت رسول خدا(ص ) برسم شبانه بـه مـنـزل آن حـضـرت رفتم و درب خانه را كوبيدم پيامبر در حالى كه چيزى در زير عباى خود داشـت , بـيـرون آمد پس از آن كه كارم تمام شد, پرسيدم : اى رسول خدا! چه همراه دارى ؟ . عباى خـويـش را بـه كـنـار زد وحـسن و حسين را كه در برگرفته بود به من نشان داد و فرمود: اينان فرزندان من و فرزندان دختر من هستندآن گاه رو به آسمان كرد و فرمود:.
اللهم انك تعلم انى احبهما فاحبهما و احب من يحبهما.
 خدايا! تو مى دانى كه من اين دو را دوست دارم , پس آنها را دوست بدار و دوست بدارهر كس آن دو را دوست بدارد.

 (تـاريـخ طبرى , ابى جعفر محمد بن جرير طبرى).

سـلـمـان فـارسـى نـيز از پيامبر اكرم در خصوص امام حسين و امام حسين روايت كرده است كه فرمود:.
من احبهما احببته و من احببته احبه اللّه و من احبه اللّه ادخله جنات النعيم , و من ابغضهما اوبغى عليهما ابغضته و من ابغضته ابغضه اللّه و من ابغضه اللّه ادخله نار جهنم و له عذاب مقيم .
هـر كس فرزندانم حسن و حسين را دوست بدارد, من او را دوست دارم و هر كس من اورا دوست بـدارم , خـداونـد او را دوست دارد و هر كس خدا او را دوست بدارد به بهشت هاى پر از نعمت وارد خواهد شد اما هر كس آن دو را دشمن بدارد و بر آنها ستم روادارد, من او را دشمن خواهم داشت و هر كس من او را دشمن دارم , خداوند او را دشمن دارد و به آتش جهنم در افكند و در عذاب پايدار بماند

(: طبقات

/ 0 نظر / 2 بازدید